Friday, August 21, 2020

فرسودن

گذاشتم! نسیم لطیف را؛ که روی تنت بوسه زند.
تا از لابلای ریه هایت جوهر زننده و فرسام کنندهء زندگانی ات را بشوراند! دیر زمانیست که آتش ات قلبِ نا سازگارم را مانند خاکستر سیاه کرده است، و هر روز به فرجام نزدیک تر می شود.
از وقتی نیستی! گاه و نا گاه روی جاده های ذهنم روح تو را مجسم میکنم، احساس ات چنین در اعماق قلب ام ورمه کرده که، نزدیک ترین حقایق هم نمی‌تواند باعث تاخته شدن افکار فرسوده ام شود.
یک لحظه ء دیگر نیزبگذار تا ریشهء این دلگیری ام از تازه تر شود، و از همه رخنه های این محله متنفر شوم، و چنین در افکار ات فرو روم تا راهی و راهنما برای بیرون رفتن نباشد!
سمیع الله جلالی
22-Aug_2020

No comments:

Post a Comment