Tuesday, August 4, 2020

پراکنده -۲


حسرت دیدار و تجسم خیال های تو مرا بیشتر از هر زمان، به سایه های سرد و نفرت انگیز میکشاند!
میدانی؟ 
حس نبودنت همیشه مانند یک رخنهء، عذاب دیده و خجل زده بر وجودم طعنه میزند. 
و این رسم کاذب دورنگی را بیشتر واضیح و روشن تر میسازد!
دلگیرم از همه نابسامانی های که امروز از یاد نمودن ایشان شرمسارم، گهی میشود که این دلگیری ها را در کنار ترنم سبز گل های نسترن فراموش کنم، ولی فرصت محال ام نمی دهد، و یاد های واژگون را بر رخ ام می کشد.
باکی نیست، که حسرت این دوری ها ونا گسستی ها از عمرم بکاهد، و مانند سیگار نیم سوخته به خاکستر و تودهء بی معما رقم بخورم.
04-08-2020

No comments:

Post a Comment