Friday, February 12, 2021

سوگند نامه

 سوگند بر سکوت

تمکین بر جرحِ افسانه‌ای دریده‌شده

تسَل بر روایت کنده و پراکنده

عزل بر اشتیاق دور افگن

افسون در غزل سرد

که من  بیش از جازمِ در تخطیات افکار گرفته و تاخته نیستم؛ 

و به این حقارت که جز ء لاینفک عصیت را در خاطرم عزل کرده ام 

و افراط این کوه سنگین محنت ات را بر تاریکی افکارم جاه دادم،

 و از عظمت نبودن ات بر درد سینه ام میفشارم.

سازگارم با آن درماندگی های بی تبریه و عفیف 

که غلظت گناهان ام را بر رمق و دوش ام میکشانم

تا از الطاف خاطرات ات کنار روم

و چنین در پهنای بی کٓسیٖ باشم

که نور خورشید برایم طعنه شود...

سمیع جلالی

کابل- 13-02-2021

01:13 am

Friday, August 21, 2020

فرسودن

گذاشتم! نسیم لطیف را؛ که روی تنت بوسه زند.
تا از لابلای ریه هایت جوهر زننده و فرسام کنندهء زندگانی ات را بشوراند! دیر زمانیست که آتش ات قلبِ نا سازگارم را مانند خاکستر سیاه کرده است، و هر روز به فرجام نزدیک تر می شود.
از وقتی نیستی! گاه و نا گاه روی جاده های ذهنم روح تو را مجسم میکنم، احساس ات چنین در اعماق قلب ام ورمه کرده که، نزدیک ترین حقایق هم نمی‌تواند باعث تاخته شدن افکار فرسوده ام شود.
یک لحظه ء دیگر نیزبگذار تا ریشهء این دلگیری ام از تازه تر شود، و از همه رخنه های این محله متنفر شوم، و چنین در افکار ات فرو روم تا راهی و راهنما برای بیرون رفتن نباشد!
سمیع الله جلالی
22-Aug_2020

Tuesday, August 4, 2020

پراکنده -۲


حسرت دیدار و تجسم خیال های تو مرا بیشتر از هر زمان، به سایه های سرد و نفرت انگیز میکشاند!
میدانی؟ 
حس نبودنت همیشه مانند یک رخنهء، عذاب دیده و خجل زده بر وجودم طعنه میزند. 
و این رسم کاذب دورنگی را بیشتر واضیح و روشن تر میسازد!
دلگیرم از همه نابسامانی های که امروز از یاد نمودن ایشان شرمسارم، گهی میشود که این دلگیری ها را در کنار ترنم سبز گل های نسترن فراموش کنم، ولی فرصت محال ام نمی دهد، و یاد های واژگون را بر رخ ام می کشد.
باکی نیست، که حسرت این دوری ها ونا گسستی ها از عمرم بکاهد، و مانند سیگار نیم سوخته به خاکستر و تودهء بی معما رقم بخورم.
04-08-2020

کوتاهی زمان

کوتاهی زمان را آن وقتی فهمیدم که تو را در آغوش رعنه های دور و گسسته دیدم؛ آن محال خیلی بر چشمانم سنگینی میکرد، که چگونه با تن ضعیف و ظریف ات با سکوت های نا آشنا دست و پا میزنی!
و هیچ مردابِ دست یاری و امیدوار شدن را به سوی تو نمی کشانید!
میدانی؟ این شهر در انزوای نبودنت چه حال دارد؟
از هر کوچه و پس کوچه، گریه و فریاد بر صاعقهء گوش هایم میپیچد!
حس نبودنت برای پرنده های نیز تغییر وارد کرده، حالا پرنده های سرود شادمانی نمیخوانند!
چون مرحم نیستی تو بر مدح شان مهر سکوت را زده اند!
باکی نیست! کراهت شلوغ این افکار، تو را صدمه بزند؛ و از هر دار و ندارم بکاهد! ومانند گرمای هر روز و شب به‌ شکل  توتهِ یخ آب شوم!

سمیع الله جلالی
26-06-2020

Sunday, June 21, 2020

حدیقهء

کوتاهی زمان را آن وقتی فهمیدم که تو را در آغوش رعنه های دور و گسسته دیدم؛ آن محال خیلی بر چشمانم سنگینی میکرد، که چگونه با تن ضعیف و ظریف ات با سکوت های نا آشنا دست و پا میزنی!
و هیچ مردابِ دست یاری و امیدوار شدن را به سوی تو نمی کشانید!
میدانی؟ این شهر در انزوای نبودنت چه حال دارد؟
از هر کوچه و پس کوچه، گریه و فریاد بر صاعقهء گوش هایم میپیچد!
حس نبودنت برای پرنده های نیز تغییر وارد کرده، حالا پرنده های سرود شادمانی نمیخوانند!
چون مرحم نیستی تو بر مدح شان مهر سکوت را زده اند!
باکی نیست! کراهت شلوغ این افکار، تو را صدمه بزند؛ و از هر دار و ندارم بکاهد! ومانند گرمای هر روز و شب به‌ شکل  توتهِ یخ آب شوم!

سمیع الله جلالی

Saturday, March 14, 2020

حدیث عشق


همه جاه حدیث عشق توست
در هر گنج یاد بوی توست

بر هر میخانه سر زدم تا تو باشم
در هر دهکده زنجیرم در چنگ توست

به کوچه های بی پایان سرگردانم
میدانم در اخیر هر جاده راه توست

در کشت زارن گرم بیابان تاخته شدم
امید هر باران کوثر در دست توست

تاریکی این شب ها خیلی سرد است
ولی گرمایش مهتاب در عزم توست

به هیچ جاه دلم اُنس نگیرد چون
!معمای این داستان در قید توست

سمیع الله جلالی
کابل، افغانستان

07:54 am
14 March 2020

Wednesday, February 12, 2020

سرودهء صبح

فقط چند لحظه باقیست تا رقصیدن گل ها
فقط یک نوا کافیست تا سرودن مستوره ها

تا چندِ در این درگاه بروم برای شادمانی؟
یک غزلِ ‌مستِ صبح در کنار تو کافیست

هیچ زمزمهء خوش طنین تا نوای نیست
در هیچ کتاب و فلسفهء مثل معمای تو نیست

هیچ دلِ جسور به دیدار تو نیست
هیچ حرفِ به توصیف و گفتار تو نیست

تا تو باشی هیچ گونه زمستان نمی آید
این دل افسون ام به فرج شام نمی آید

سمیع الله جلالی
07:44 am
13,Feb,2020

Wednesday, September 18, 2019

عریان و مست ها!



در بزم عریان ها کس چه داند همه محفوش نیستند. عمر مان
گذشت و این را ندانستیم ؛ علل ویرانه های که به میخانه‌ها میایند چیست ؟
گروهی از مستی ! گروهی از درد ! گروهی از تنهایی !
#سالهاست از آن کوچهء میگذرم ! 
فقط رنگِ دیوار و شکلِ دروازه ها تغیر کرده است ! 
کوچه همان کوچه است ! 
ولی در کُلِ دیار ، فقط تو تغیر کرده یی ! 
سالهاست درد هایم را کنار می‌گذارم ؛ بعضاً می بلعم !
گاهی بُغضِ در گُلو ام میگیرد !
و نزدِ مجسمهء تو میرم ؛ و مینگرم !
بر خود ، تو و خاطره هایم خیره میشوم ، تمام خاطراتم را در شهر اسطوره ساختیم !
من بر وصف خاطراتم زنده ام ، و این محال مرا بسوی قهقرای اتمام زندگانی خواهد بُرد !
ایام زندگانی ام را وقف خنده هایت ساختم ! 
چه دانستم در درون لباس ات جز نیرنگ و دو جمال بیش نیست !
زندگی ام را در تمثیل عشق باختم !
این روز ها مجالِ عطف گشته !!! 
به هر جاه میرم ؛ مرا دیوانه ، ویران ، و بی کس گفته ؛ لگد های سنگینی بر جمالم میزنند !
من کسی نبودم ؛ که چنین ام ! 
    -  مسرت و مستی  های را که من داشتم با شور و اشتیاق رخنه با دیار و پرندگان آسمان نبود !
دردِ عشق مرا مهجور بیابان ها ساخته !
و در کُل به یک امید خواهم ماند !
فراقِ تو !
سمیع جلالی

Tuesday, July 16, 2019

Strategic Management |

What is Strategic Management ?
Once there were two company presidents who competed in the same industry. These two
presidents decided to go on a camping trip to discuss a possible merger. They hiked deep
into the woods. Suddenly, they came upon a grizzly bear that rose up on its hind legs and
snarled. Instantly, the first president took off his knapsack and got out a pair of jogging
shoes. The second president said, “Hey, you can’t outrun that bear.” The first president
responded, “Maybe I can’t outrun that bear, but I surely can outrun you!” This story
captures the notion of strategic management, which is to achieve and maintain competitive
advantage.

Definition of 'SM' Strategic Management;

Strategic management can be defined as the art and science of formulating, implementing,
and evaluating cross-functional decisions that enable an organization to achieve its 
objectives. 

As this definition implies, strategic management focuses on integrating management,
marketing, finance/accounting, production/operations, research and development, andi nformation systems to achieve organizational success. The term strategic management int this text is used synonymously with the term strategic planning. The latter term is moreo often used in the business world, whereas the former is often used in academia. 
Sometimest the term strategic management is used to refer to strategy formulation, implementation, and
evaluation, with strategic planning referring only to strategy formulation. The purpose of
strategic management is to exploit and create new and different opportunities for tomorrow;
long-range planning, in contrast, tries to optimize for tomorrow the trends of today.

Source: Fred.R.Devid "Book" Strategic Management concept

By: SAMIULLAH JALALI